تبليغاتX
شازند شازند شازند و باز هم شازند

shazand

محسن محمدی

shazand

http://shazand.blogfa.com

شازند شازند شازند و باز هم شازند

شازند شازند شازند و باز هم شازند

شازند شازند شازند و باز هم شازند

شازند رو از صميم قلب دوست دارم. همه شماها رو هم همه جوره مي خوام. مواظب خودتون باشين. به خدا اصل حاله این شهر یه سر بزنین پشیمون نمیشین از ما گفتن بود

شازند شازند شازند و باز هم شازند

 
 
شازند شازند شازند و باز هم شازند   
       
   
  
 
فهرست اصلی
آیدی من در یاهو
صفحه اصلی
آرشیو مطالب
پرو فایل مدیر وبلاگ
تماس با ما
 

موضوعات
شازند
شعر
خودم و دوستام
متن ادبی
کریس دی برگ
صادق هدايت
فرهاد مهراد
احمد شاملو
فروغ فرخزاد
پائولو کوئلیو
اهورامزدا - فروهر
دعوت نامه سایت
فایل دیدنی
انشتین
شازده کوچولو
قلعه حیوانات
 

آرشیو مطالب
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
 

وبلاگ های شازند
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " شازند شازند شازند و باز هم شازند " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید.
پیش دانشگاهی شهریار
روستای سرسختی
دبیرستان دخترانه الزهرا شازند
حرفه و فن راهنمایی شازند
شهر آستانه
نجوم به زباني ساده
رها
ازنا - شازند
باران پاییزی
هرچی بخوای هست
آزاد اندیشان شازند
روستای انجدان
ریاضیات برای همه
نامه شهرستان شازند
ناقالی-آئين هاي نمايشي شازند
روستاي سورانه
روستاي چقاسياه
روستاي عنبرته
روستاي بازنه
روستاي حك سفلي
روستاي پاكل
شكوه ورزش
پالايشگاه شازند
پژوهش سراي شازند
هيئت كوهنوردي شازند
جغرافياي استان مركزي
از اوراد گل سرخ
باغ بي برگي
گروه آموزشي ادبيات شازند
علوم اجتماعي منطقه شازند
خورشيد شرق شازند
جواد ملكي
اخبار شازند - قاصدك
قالب بلاگفا
قالب وبلاگ
مشاهده سریع تماس با ما
 


معرفی روستاهای شهرستان شازند
موضوع مرتبط با : شازند

از نکات جالب شهرستان شازند تراکم بالای روستا و مردم روستا نشین و تعداد کم شهر و شهر نشینه . برای معرفی این روستاها از سایت دهکده ایران استفاده می کنم .

با کلیک روی نام هر روستا نقشه روستا و معرفی اجمالی از روستا قرار داره . البته همه روستاها پوشش داده نشده و روستاهای بزرگتر و معروفتر صفحه اختصاصی دارند .

روستاهای بخش مرکزی شازند

روستاهای بخش سربند شازند

روستاهای بخش زالیان شازند

 

محسن محمدی یکشنبه 4 مرداد1388  نظر بدهید!

شازند شهری به قدمت تاریخ
موضوع مرتبط با : شازند

سلام به همه عزیزان خودم . چند روز پیش یکی از دوستان مجله ای بهم معرفی کرد که یکی از مطالب اون تاریخچه کامل و مفصلی در مورد شازند بود . بعد از تایپ کل اون مقاله سعی کردم که از نقاطی که در این مقاله اسم برده شده عکسی تهیه کنم و در وبلاگ قرار بدم و لی متاسفانه نشد .

بعد از اینکه به گوره زار یکی از روستاهایی که ازش در این مقاله اسم برده شده سر زدم فقط تاسف خوردم و ناراحت شدم . بخشی از تاریخ ایران و نه فقط شازند به غارت رفته  بود. از ۷ قبری که به عنوان قبر ۷ پهلوان ایران (۷براروناسم برده شده فقط ۷ گودال باقی مونده . سارقان اشیای عتیقه قبرها رو خالی کرده و حتی از سنگ قبرها هم اثری نبود . این قبرها در قسمت قبرستان ارامنه در روستای گوره زار واقع شده اند . 

به هر حال این مسائل متاسفانه در کل ایران باب شده که تاریخ و فرهنگ تمدن ما فقط برای برای دیگران ارزش داشته باشه و ما برای دیدن تمدن خودمون باید به انگلیس و فرانسه سفر کنیم تا شاید بتونیم درک کنیم از چه نسل و تباری هستیم .

لینک مقاله به صورت PDF

می توانید کل مطلب را در همین مطلب در قسمت ادامه مطلب بخونید .

امیدوارم که از خوندنش لذت ببرید .

 

محسن محمدی جمعه 2 مرداد1388  نظر بدهید! ادامه اين مطلب ادامه مطلب

مویه
موضوع مرتبط با : شازند

 

« زبان اشک »

 

كاش او مي آمد و مي ديد اين هنگامه را

اشك هاي مرد و زن در اين شكايت نامه را

 

كاشكي هرگز نمي ديديم ما

هدم و تخريب بنا و دست و پا

 

راستي  داری خبر از انفجاري صنعتي

انفجاري صنعتي با ساز و برگي سنتي ؟

 

خيل خوبان را خبر داري چه شد ؟

عامل مرگ آفرين داني که شد ؟

 

جمع مشتاقان كار و زندگي

سخت تر ز آهن به كار و بندگي

 

فارغ از كمبودها و بودها

گرم رو ، جاري مثال رودها

 

پيشرو ، سوزنده ، دريا دل همه

صابر و طاهر ، مصفا دل همه

 

سر خوش از كار و تلاش زندگي

شاد و مشعوف از همين سازندگي

 

عاطل و باطل بدن، بيهودگي

دور بود از آن جوانان بهي

 

كركس شوم قضا ناگه رسيد

چنگ خود بر چهر آن مردان كشيد

 

از قدر كاری نمي آمد ز دست

دست بر سر زد و در جا نشست

 

هم زمين ، هم آسمان آتش گرفت

سبقت از صد تير و صد تركش گرفت

 

هر جوان در جاي خود خشكيد و مرد

چون گلي پژمرد ، نه ، در خود فسرد*

 

موج آتش با يلان داني چه كرد ؟

همچنان كاري كه با پروانه كرد

 

پر شد آن صحرا پر از پروانگان

بي سر و تن ، بال و پرها دادگان

 

لخته لخته ، استخوان تفتيده ، هان

بي پناه افتاده خامش ، بي امان

 

بعد از آن غوغا قيامت شد به پا

مي رسيد اين ضجه ها نزد خدا

 

مرد و زن ، پير و جوان سوگوار

مي زدند بر سر به سينه اشكبار

 

زان ميان فرياد مي كرد مادري

آنطرف تر ضجه مي زد همسري

 

گوشه اي ديگر نشسته دختري

اختري ، نازكتر از ياس و پري

 

كاي خداوند زمين و آسمان

اي پناه بي پناهان جهان

 

هر چه گويي قيمتي دارد گمان

جان ما را هست قيمت ! رايگان !

 

در دياري كاينچنين ها مي شود

جان آدم وه چه دروا* مي رود

 

اي بزرگان وطن كاري كنيد

فكر درمان بهر بيماري كنيد

 

دردها عريان و درمانگر كم است

زخم ها عنوان ، كمي از مرهم است

 

آنچه هرگز مي نيايد در بيان

ارزش جان باشد اي دانا بدان

 

گر شود كم ، حرص و آز دنيوي

جان فشاني در ره هر آدمي

 

مي شود دنيا گلستان سر به سر

شان انسان برتر آيد از گهر

 

اي خداوند كريم عيب پوش !

عيب را پوشيده اي زين در مكوش

 

گرد جهل از چهر كشور پاك دار

جز سلامت بر حريم ما مبار

 

فسرد : یخ زد

دروا : سرگردان - معلق

۸۷/۳/۷  هرمز احمدی  « پروا »

 

یک سال گذشت  !!!!!

 

یک سال گذشت ؟؟؟؟؟

 

شعری که خوندید از شعر های چاپ نشده و قابل تامل و تعمق شاعر

 حساس و مسئولیت شناس و مردمیست که ما رو به یک سال پیش برد

 تا به راحتی از کنار چنین فجایعی در منطقه نگذریم . به امید روزی

 که همه کارگاه ها و کارخانجات ما استاندارد احداث بشند . از طرفی یاد این شعر افتادم که :

 

بود شاعری این زمان ارجمند

که از درد مردم بگوید سخن

 

 

محسن محمدی پنجشنبه 7 خرداد1388  نظر بدهید!

نامه ای منظوم برای تو
موضوع مرتبط با : شازند

 

بشنو ز من این نکته مزن نیش به شازند

یاری کنش ای خویش مزن نیش به شازند

 

شهری که به هر جا بنهی پا نظر پاک ببینی

دیری است چنین بوده بیندیش به شازند

 

ایمن چو بخواهی شدن از دست فلاکت

اینجا وطن توست برو پیش به شازند

 

کاه و گل هر لکه دیوار ترک خورده و بودار

یاد آور صد خاطره باشد ز پس و پیش به شازند

 

زان مصطبه* خاکی و آن تعزیه مسجد جامع

وان مردم همراه و صفا کیش به شازند

 

یادآور از آن کوچه ی باریک و مصفای پر از ریگ

وان حوضچه ی کوچک پر سبزه ی آبیش به شازند

 

کم غصه خود خور دمکی نیز به شازند

اندیشه بکن بیش به از پیش به شازند

 

تا هست تو را مانده ی آن چشمه ی پر جوش

بشتاب و بگیر از کف سا قیش به شازند

 

بینی اگر این خطه فریبا و بهشت است

دلدار بسی دارد و درویش به شازند

 

فرصت شمر از فاصله ها کم کن و کم کن

تا نیست شود شخص بد اندیش به شازند

 

گر خیره سری کرد یکی بی کس و کاری

از دست مشو چهره مکن ریش* به شازند

 

« پروا » نکنم زین همه گفتار پر از درد

مانده ست یکی شاعر بی خویش به شازند

 * مصطبه : سکو

 * ریش : زخم

شعرفوق از جمله اشعار چاپ نشده ی  آقای هرمز احمدی ( پروا ) است.  که به قول خود  شاعرنیازمند چکش کاری است زیرا اشعار اخیر ایشان عمدتا بالبداهه می باشند و  لابد محتاج ویرایش و تجدید نظر...

 

امیدوارم که خوشتون اومده باشه.

 

 عكسي از طبيعت بهار شازند

 

عكسي از چشمه بلاغ

 

عكسي ديدني از شكوفه هاي بهاري

 

شكوفه هاي بهاري شازند

 

 

محسن محمدی سه شنبه 29 اردیبهشت1388  نظر بدهید!

نوروز از زبان شازند
موضوع مرتبط با : شازند

عيد نِوْروز كه ميا فصل گل نويد مِدَه

هي درخت زاردالو شكوفَه سفيد مِدَه

 

دارَه باز جون ميگيرَه درختاي خشك عامو

ميون مردم همش از باهاره هِي گفتگو

 

تو مِگي مخمل سِوزَ دامن دشت و دمن

اِفتاده فصل زمسّون اِز زِبون هم اِز دهن

 

گل بابونَنه بپّا تو تمام سِوز يا

مِث يِي تيكه طِلا وش مِِزِنه تو حِوزيا

 

دِلِم از غصه گرفت بيايت بَريم شادي كنيم

گل بگيم ، گل بشنويم اِز قديما يادي كنيم

 

شعر نوروز به لهجه شازندي

از مجموعه شعر مرا بشنو اثر هرمز احمدي (پروا)

 عيدتون مبارك

عكسي از سراب عباس آباد در نوروز گذشته 1

عكسي از سراب عباس آباد در نوروز گذشته 2

عكسي از سراب عباس آباد در نوروز گذشته 3

عكسي از سراب عباس آباد در تابستان

عكسي از سراب عباس آباد در شب

 

محسن محمدی پنجشنبه 29 اسفند1387  نظر بدهید!

ارامنه شازند و گذشته تصویری آنها
موضوع مرتبط با : شازند

بالاخره تونستم يه سر به كليساي شازند كه در محله كلاوه واقع شده سري بزنم . چند تا عكس از نقاشي ها و وسايل داخل كليسا هم گرفتم . در سردر كليسا سنگ نوشته اي هست كه تاريخ بناي كليسا رو به سال 1718 ميلادي نسبت ميده . براي خودم اين تاريخ خيلي جالب بود . نزديك 300 سال قبل . البته گذر زمان يه مقداري نوشته هاي روي سنگ ها رو از بين برده اما باز هم ميشه با كمي دقت نوشته هاي روي سنگ رو خوند.

 

بعد از كليسا به قبرستان ارامنه كه محلش در تپه سنگي سر زدم و چند تا عكس از سنگ قبرها گرفتم . تاريخ اين سنگ ها هم عموما به سال 1800 ميلادي بر مي گرده . چيزي كه براي خودم خيلي جالب بود بزرگي و عظمت اين سنگ ها بود . البته گذر زمان يه مقداري نوشته هاي روي سنگ ها رو از بين برده اما باز هم ميشه با كمي دقت نوشته هاي روي سنگ ها رو خوند .

 

 توي اين مطلب عكس ها رو نمايش مي دم و به زودي يه مطلب كامل از تاريخ ارامنه شازند تهيه مي كنم.

 

هرچند ديگه توي شازند فقط يك خانواده ارمني ساكن هستند . يكي از پسران اين خانواده هم شهيد شده كه اسم كوچه اي كه در اون ساكن هستند رو به نام اين شهيد كردند . شهيد يوريك سرداريان .

هر سال هم ارامنه از شهر هاي مختلف كشور جمع شده و مراسم مذهبي خاصي توي اين كليسا انجام ميدن كه اطلاع دقيقي از چند و چون اين مراسم ندارم . به طور كلي ارامنه بيشتر در تهران و اصفهان ساكن هستند .

 

اميدوارم از عكس ها خوشتون بياد . نظر هم فراموش نشه .

 

درب ورودی کلیسا

سر در کلیسا

صحن داخلی کلیسا

تابلوی نقاشی شام آخر

نقاشی و شمع دانها

شهید یوریک سرداریان

کتاب مقدس

سنگ قبر

سنگ قبر

نمایی از قبرستان

 

محسن محمدی چهارشنبه 23 بهمن1387  نظر بدهید!

عکس از شازند گلم
موضوع مرتبط با : شازند

چند روزی میشه که دنبال یکسری مطلب هستم. هنوز نتونستم جمع بندی کنم.

تا بتونم اونا رو آماده کنم چند روزی طول می کشه.

فعلا چند تایی عکس آماده کردم تا این مطلب و رد کنم.

 

نگاه به شازند از بالا

امام زاده سهل ابن علی آستانه

سراب عباس آباد

زمستان شازند

زمستان شازند

 

محسن محمدی جمعه 5 مهر1387  نظر بدهید!

کوسه ناقالی
موضوع مرتبط با : شازند

این مطلب برگرفته از وبلاگ  ناقالی - آئین های نمایشی شازند از آقای مسعود عظیمی است.

 

 کوسه بر نشین یا کوسه ناقالی درنواحی شهرستان شازند

 

قبل از هر سخنی در این خصوص باید گفت که این مراسم سالهاست که دیگر در این منطقه برگزار نمی شود و آنچه در سطور زیر خواهد آمد بر اساس روایات مردم منطقه و نوشته های موجود گرد آوری شده است.

 

چهل روز از زمستان گذشته و پنجاه روز به نوروز مانده یعنی دهم بهمن ماه هر ساله در شازند و روستاهای شازند در سالها پیش مردم جشن کوسه ناقالدی برگزار می کردند. مردم معتقد بودند که آمدن ناقالدی شگون دارد و باخود خیر و برکت به همراه می آورد و موجب باروری و زایش میش و بزها و گاوها می شود. از سوی دیگر چوپانان و بعضاً افراد فقیر و بی چیزی که اجرا کنندگان این مراسم بودند از این راه چیزی به دست می آورند تا زمستان را راحتر بگذارنند. با فرارسیدن ایام ناقالی کودکان و نوجوانان و حتی مردم خوشحال می شدند چون بر این باور بودن که کمر زمستان شکسته و بهار نزدیک است و این مراسم موجب تفریح، سرگرمی و تفنن آنها نیز بوده است.این جشن در روزگاران قدیم مخصوص چوپانها و گله داران بوده است.

 

 ادامه مطلب را در اینجا ببینید

 

محسن محمدی پنجشنبه 21 شهریور1387  نظر بدهید! ادامه اين مطلب ادامه مطلب

باغ خاطرات
موضوع مرتبط با : شازند

باغ خاطرات

 

ق‍ِرارُ و آروم ندارِم بسكه دِلِم تنگ اُمَده

دردسرِ شرنشيني مثال خرچنگ اُمَدَه

دِلِم ماخا حرف بَزِنِم حرف از سر درد بَزِنِم

حرف روزايي كه آقام سفر مِكِرد به شهري دير

شهر تو قصّاي نَنَه پير

شهر شلوغ آدِما

شهر فرنگ ، اِز هَمَه زنگ

يادش بخير وختي ننم ، با تَشَرو صِد كَلَك

چرك و چغال دسّام با كمك خالَه مَلَك پاك مِكِرد

اَگَه دِلِم سقز ماخاس ، جاتُن خالي

با دَگَنگ يوردِ مِن صاف مِكِرد

صُب كه مِشُد كيچِه و پس كيچه هاليمُن نبيدا

گرت و ديد و لاسُّ و ليَه ناليِ كُشتيمُن بيدا

اِز دَم صُب تا پسين و تنگ غروب

جايي نَبيد كه ما سري نَرفتَه بايم

دورو نگوم ، صب نبيد ، غروب نبيد ، خلوتي و سكوت نبيد

غبار نبيد ، نفت نبيد ، ايدز نبيد ، خينبه و غصه نبيد

والله نبيد ، بالله نبيد ، به صد كلام الله نبيد

قِرار و آرُم ندارم بسكه دِلِم تنگ اُومَدَه

دردسر شرنشيني مثال خرچنگ اُومَدَه

*            *            *

مردم شازند قديما روي ماه همديَنِه مِپاييدِن

به خاطر يِ مِيمُني يِي كيله كشك دَهَ دَفَه مِسّاييدن

گرم بيدِن ، نرم بيدن ، مثل تمام خوزيا عاشق و خونگرم بيدن

حجب و حيا معني مِداد

عهد و وفا معني مِداد

نور به تو چشماشون بيدا

شور به تو قلباشون بيدا

چشما يِي جوري ديَه بيد

عشقا بي عيب و شيلَه بيد

رو سكوا تنگِ غروب

همسايه ها بَزِن و بَكوب

شادي كُنان ، شكوه كُنان

غَليُان و دايره زَنُان

يِ چنتاشون ديكبيلَه دَس

يِ چنتاشون زانو به دس

به انتظار مرداشون

تا شي بيارَن بَرَشون

روز به شِو مِدُختِن

راس و دورو مِگفتِن

عقده ز دل وا كِه مِشُد

به راحتي مُخُفتِن

غصَه و غم جايي نداشت

سكتَه تو خِو رايي نداشت

 

  هرمز احمدي (پروا)

 

شعر بالا دو قسمت اول شعر باغ خاطرات از آقاي هرمز احمدي متخلص به پروا شاعر تواناي شازند به زبان و لهجه شازندي است. باغ خاطرات شعر طولاني و بسيار زيبايه كه در مطالب بعدي قسمت هاي ديگه اش رو مي زارم. با خوندن اين شعر ميشه با حال و هواي شازند آشنا شد حتي اگه كسي پاشم توي شازند نذاشته باشه.

 

تكيه كلام ها و اصطلاحات رايج شازند و روستاهاي اطراف رو در يك فايل Pdf جمع آوري كردم و لينكش رو اينجا قرار دادم كه علاقه مندان بتونن استفاده كنن و با شازند بيشتر آشنا بشن. البته بسياري از اين كلمات ديگه استفاده نمي شه ولي در روستاها بازم كاربرد داره. اميدوارم كه خوشتون بياد.

 

 فایل اصطلاحات و کلمات رایج در گویش شازند

 

 عکس ماهواره ای نمای کلی منطقه اراک و شازند

 

محسن محمدی دوشنبه 4 شهریور1387  نظر بدهید!

تاریخچه شازند من و شما
موضوع مرتبط با : شازند

در حالی که با بودن مجتمع های بزرگ صنعتی در شازند همه این شهر ستان را شهرستانی تازه تاسیس می دانند اما این منطقه خاطرات خود را در کتاب مقدس اوستا جستجو می کند. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، در گذشته نه چندان دور شازند دهي بود كه به آن ” ادريس آباد“ مي گفتند و هم زمان با عبور راه آهن سراسري از كنار آن , شازند نامگذاري شد . در گذشته هاي دور , در نزديكي ادريس آباد شهري به نام كرج ابودلف وجود داشته كه جزء ايالات اصفهان بوده است . اين شهر با هجوم هاي متعدد و به مرور زمان تخريب و ويران شد که آثار آن در نزديكي آستانه هنوز هم باقي مانده است . "شازند" sha-zand نامی است مرکب از شا+زند، هر دو واژه کوتاه شده از شاه+زنده بوده، چنانچه که اصل و ريشه واژه "شاه" در سانسکريت "شاش" به معنی حکومت کردن است. تبديل "س" به "ه" در سانسکريت مشاهده شده است.مانند راس=راه. اين واژه در اوستابه معنی حکم راننده آمده است چنان چه واژه "خشتر" در اوستا به معنی شاه آمده است . فرهنگهای دیگر فارسی معانی ديگری نوشته اند. از جمله : بر هر چيزی که در بزرگی و خوبی به حسب صورت يا معنا از امثال خود ممتاز باشد . بخش دوم، نام "زند" می باشد که اين نام مخفف "زنده" می باشد . "زند" به زبان فارسی قديم به معنی "جان" می باشد که روح حيوانی است و از اين جهت است که ذی حيات را " زنده " خوانند. اين واژه در زبان پهلوی نيز به صورت زيندک (زنده) به معنی زنده و جاندار آمده است شواهد و دلايل نام گذاری شازند 1 کوه راسوند ،۲ - غار کيخسرو (غار شاهِ زنده)،۳ کوه شازند،4 چشمه شازه (آب سرچشمه بلاغ)،5 دشت گيتو (کزاز)،6 شهر شيز،7 درياچه قاسم آباد،8 ده چال آثار باستانی جزنق،10 گورهای واقع در گورزار. کوه راسوند در اوستا و اساطير ايران آمده است که دژ بهمن و آتشکده آذر گشسب در بالايی کوه "اسنوند" بوده است. واژه "اسنوند"با "راسوند" که نام رشته کوهی در شازند است قابل انطباق است.(درضمن تمامی محققين و ايران شناسان وجود آتشکده مذکور را در کنار شهر "شيز" تصديق کرده اند) شهر"شيز" در غرب کوه راسوند و کوه شاه زنده روستای است که اهالی منطقه به آن "شيز" گويند ، چنانچه آثار باستانی به جا مانده در روستای "جزنق" واقع در ابتدای دره"شرا" (چَرّا) گواهی است بر اين مدعا. شايان ذکر است که خانواده های زيادی در روستای خسبيجان واقع در دره ی شرا دارای فاميلی شازندی هستند . گواه ديگر آنکه بنا به اشاره "همدانی" در کتاب البلدان آتشکده آذرگشسب ابتدا در آذربايجان بوده و سپس به دستور انوشيروان به شيز اورده شده است . یکی از کوههای غربی شازند ، کوهی است که به "شاه زنده" معروف بوده(که از دلایل اصلی نام گذاری نام شازند است) و سبب این نام گذاری را باید درتاریخ اسطوره های ایران زمین جستجو کرد .آن جای که کیخسرو فرزند سیاووش و فرنگیس ، دختر افراسیاب تورانی، توسط "گیو" به ایران آورده می شود تا درد ایران را چاره کند . خلاصه داستان به قرار زیر است:

شبی سروش به خواب گودرز آمد و بدو گفت که چاره درد ایران در این است که کیخسرو پسر ساووش را به ایران آورده و جز گیو پسر تو ، کسی این کار را نتواند ساخت . گیو به امر پدرش گودرز رهسپار دیار توران شد ، پس از چندی کیخسرو را پیدا کرده با مادرش فرنگیس به ایران آورده و به شاهی گزید . کیخسرو در اوستا "کوی هوسروهَ" نام برده شده است ، وی پس از چندی دژ بهمن را که در دست دیوان بود گرفته و پس از ویرانی دژ ، آتشکده آذر گشسب را در آنجا بنا می کند . قابل ذکر است که کیخسرو در اوستا جای خاصی داشته و از جاویدانان محسوب می شود و در اساطير ایران باور بر آن است که کیخسرو زنده است و همراه "سوشیانت" (نجات دهنده، و موعود دین زرتشت که در آخر الزمان ظهور می کند) خواهد آمد . عاقبت کار کیخسرو پس از شصت سال پادشاهی از دنیا دل سرد شد ، یک هفته به نماز و نیایش ایستاد و در روز هشتم، یلان و ناموران از او سبب دلتنگی و گوشه گیریش را پرسیدند . کیخسرو در پاسخ گفت: از کسی آزرده و یا دلتنگ نیست فقط او را آرزوی سفر اخروی است ، آنگاه کیخسرو سران و لشگریان را در دشتی گرد آورد ، هر یک را به بخشش و ارمغانی بنواخت و"لهراسپ" را جانشین خود خواند . پس از آن کیخسرو کسان خود را بدرود گفت به آهنگ سفر مینوی با "دستان" ،" رستم" ، "گودرز" ، "گیو" ، "بیژن" ، "گستهم" ، "فریبرز" و "توس" و صد هزار ایرانیان بدرود گفته و به آنان می گوید که برگردند ، اما توس ، گیو ، بیژن و فریبرز بر نگشتند و یک شبانه روز با کیخسرو رفتند و به چشمه ای رسیدند .(چشمه کنونی روستای حَک بنام بلاغ) شب را در آنجا ماندند ، کیخسرو به یاران خود گفت : فردا صبح کسی مرا نخواهد دید و شما هم اینجا نمانید ؛ زیرا که برف خواهد بارید و شما دچار خواهید شد . همراهان کیخسرو بخفتند و چون در بامداد بیدار شدند ، شاه را ندیدند .چندی پس او گشتند و از گردش بسیار خسته شده و دوباره به همان چشمه برگشتند و گمان نمی کردند که در هوای خوش ، برف نابهنگام آنان را دچار سازد ، در آنجا چیزی خورده به خواب رفتند ، ناگهان باد و دمه برخاست و چندان برفی بارید که همه را هلاک کرد . در کتاب شهرهای ایران در دوره پارتيان آمده است : که کیخسرو به تنهایی از کوه بالا رفت و کنار چشمه ای فرو آمد . فرشته ای بر او نمایان شد ، کیخسرو از شدت هراس بی هوش گشت با کمک آب چشمه که بر سر و روی او پاشيدند ، پس از هوشیاری فرمان داد تا در آن شهری بنا کنند و لذا شهری به نام "شاه زنده" در آن نواحی بنا شد که نام امروزین شازند بر گرفته از آن است . نهایت آن که با توجه به شواهد و قراین موجود و اقوال مختلف شفاهی و مکتوب بر می آید که شازند نامی است با مسما و بر گرفته از اساطیر ایران که در اوایل انقلاب به علت تعصب عده معدودی ابتدا به "آزاد شهر" و سپس به "سربند" تغییر نام داده ولی سرانجام بعد از سالها دوباره به نام اصلی خود یعنی "شازند " برگشت .  

 

ماخذ : مجموعه شعر (مرا بشنو ) - احمدی هرمز - بخش (تاریخچه شهر شازند)

 عکس چشمه یا همون سراب بلاغ

 

در آخر هم می خوام بگم که دوست دارم شازند

 

محسن محمدی شنبه 19 مرداد1387  نظر بدهید!

شازند من
موضوع مرتبط با : شازند

يكي از عزيزاني كه از وبلاگ ديدن كرده سوالي كرده بود كه فكر مي كنم بايد جوابش رو بنويسم. سوال كرده بود چرا اينقدر زياد شازند رو دوست داري؟

دلايل زيادي براي دوست داشتن شازند دارم. با اينكه شازند شهر كوچيكيه و شايد با ماشين بشه تو نيم ساعت كل شهر رو چرخيد ولي اين كوچيكيش برام قشنگه. همه مي دونن كي همشهريه و كي غريبه. قشنگي شازند وقتي برام مشخص شد كه سنندج دانشجو بودم. وقتي از شازند دور شدم قدر عافيت رو فهميدم. الان هم كه ساوه مشغول ادامه تحصيل هستم علاقه ام بيشتر و بيشتر شده.

شازند هنوز اونقدر بزرگ نشده كه مردمش به هم بي اعتنا بشن. هنوز اونقدر فاصله ها زياد نشده كه بخوايم براي ديدن هم عذاب بكشيم و كلي وقت صرف كنيم. چند كيلو متر از هر سمت شازند كه بزني بيرون مي توني يه جاي بكر گير بياري و چند دقيقه اي براي خودت خلوت كني. خلوتي كه مردم شهرهاي بزرگ حسرتش رو مي كشن. گاهي اوقات كه دلم مي گيره سوار دوچرخه مي شم و بعد از چند دقيقه پا زدن مي رسم به عباس آباد كه واقعا جاي زيبا و دوست داشتني. 10 دقيقه اونجا نشستن حال و هوام رو عوض مي كنه و با حسي تازه بر مي گردم خونه. درسته كه شهرهاي بزرگ هم حال خودشون رو دارن ولي شازند من يه چيز ديگه است. هر گوشه اين شهر هر كوچه و خيابون اين شهر يعني خطرات. منم با خاطراتم زنده ام.

خيلي چيزاي شازند هم با مزه است. هر كاري كه كني بازم همه مي فهمن. شب بري خواستگاري فردا صبح همه بهت تبريك مي گن. اگه با كسي دوست باشي هر چقدر هم كه سكرت بازي در بياري بازم همه خبر دارن. جايي بخواي قرار بزاري و دوستت رو ببيني بازم آمارت مي رسه. اينا خودش دنياي شازند رو قشنگ مي كنه. البته اگه كسي از شهر بزرگي بياد اينجا شايد شازند براش دلچسب نباشه كه منم بهش حق مي دم. ولي زندگي توي شازند براي من و ميشه گفت حداقل براي من قشنگ، دوست داشتني، خوشگل و زيباست.

ديگه دليلي براي گفتن ندارم

 

دوست دارم شازند

 

عکس ماهواره ای از شهر شازند

 

محسن محمدی جمعه 17 خرداد1387  نظر بدهید!

نازنین سفر كرده
موضوع مرتبط با : شازند

يكشنبه اتفاقي توي منطقه شازند افتاد كه به معناي واقعي كلمه اسمشو بايد گذاشت فاجعه. به علت سهل انگاري يك نفر نزديك 25 نفر از مردم ناحيه كشته شدن و تعداد بيشتري هم دچار سوختگي هاي خيلي شديد شدن. انفجار مخزن هاي قابل اشتعال در يكي از شركت هاي ناحيه صنعتي شهيد بابايي باعث شد كه شهرستان شازند غرق در ماتم بشه. از هركدوم روستاهاي اطراف چند نفري كشته يا حداقل دچار سوختگي هاي شديد شدن كه هنوز هم به تعداد كشته هاي اين اتفاق اضافه ميشه.

خود من عزيزي رو از دست دادم كه باورش هنوز هم برام سخته. وقتي كه يكشنبه خبر اين اتفاق رو شنيدم شايد هنوز نفهميده بودم چي شده ولي وقتي با تلفن زدن به اطرافيان بيشتر در جريان قرار گرفتم يواش يواش بدنم سرد شد. دوشنبه ظهر قبل از كلاس فيزيك خبر دادن كه يكي از دوستان نازنينمون بر اثر شدت سوختگي در تهران فوت كرده. سر كلاس فيزيك فقط داشتم گريه مي كردم. جوري كه همه بچه ها نگاهشون به من بود. ولي كاش مي شد با گريه كردن اين عزيز پيش ما بر مي گشت اي كاش. هرچي بگم كم گفتم ولي دوست دارم هركسي كه اين متن رو مي خونه فاتحه اي براي شادي روح اين نازنين و همه عزيزاني كه در اين فاجعه جون خودشون رو از دست دادن بخونن.

اينم عكسي از نازنين مسعود قاسمي كه تا عمر داريم هميشه به ياد خوبي ها و محبت هاش هستيم. مسعود جان هميشه در بين ما هستي.

 

نازنين سفر كرده

 

محسن محمدی سه شنبه 7 خرداد1387  نظر بدهید!

کوهنوردی
موضوع مرتبط با : شازند

۵شنبه هفته پیش با بچه ها جمع کردیم و رفتیم شهباز. کلا ۷ نفر بودیم. من و سالار و جواد و عباس و مجید و دوتا از بچه های دانشگاه اراک. سفر تقریبا بی دردسری شد. ساعت ۱۱ از پای کوه حرکت کردیم. از مسیر دره بزرگه رفتیم بالا. حول و حوش ساعت ۲ برای ناهار یه توقف داشتیم و ساعت ۵ هم دیگه پناهگاه بودیم. توی مسیر تا پناهگاه خیلی خسته شدیم. هم هوا گرم بود و هم اینکه یه مقداری ضعف داشتیم. زیاد توقف می کردیم. ولی بعد از اینکه ناهار خوردیم دیگه راحت رفتیم بالا. بعد از اینکه ما رسیدیم چند گروه دیگه هم اومدن و برای اینکه مشکلی پیش نیاد ما از پناهگاه زدیم بیرون و زیر پناهگاه چادر زدیم. چادرمون ۸ نفره بود که برای ۷ نفر ما راحت جواب داد. توی پناهگاه آب نداشتیم دیگه برای همین کلی برف آوردیم و آب کردیم تا ظرفامونو پر کنیم. ساعت ۸ و ۹ هم شام رو آماده کردیم و جاتون خالی خوردیم. بعد از اینکه آفتاب غروب کرد باید سردی شروع شد که یه مقداری ترسناک بود نوید شب سردی رو می داد. از ساعت ۹ تا ۱۲ شب هم مشغول قلیون کشیدن بودیم و می زدیم تو سر همدیگه. از ۱۲ شب به بعد هم که ایرانسل به ایرانسل مجانی می شد و بچه ها مشغول حرف زدن شدن. چند نفری خوابیدیم و چند نفری هم مشغول بودن. صبح هم بعد از صبحانه ۲ فیزیکدان گروه برای فتح قله راه افتادن . من چون زانوم ناراحت بود جرات نکردم باهاشون برم چون مسیر طولانی و خسته کننده ای داره. سال قبل رفته بودم ولی خوب خیلی دوست داشتم برم که نشد. رفت و برگشت بچه ها ۵ ساعتی طول کشید. بعد از اومدن فاتحان قله ناهار رو خوردیم و وسایل رو جمع کردیم برای پایین اومدن. ساعت ۴ حرکت کردیم به سمت پایین و از همون راه بالا اومدن پایین رفتیم. ساعت ۷ هم پای کوه بودیم.

کلی عکس هم از زیبایی های کوه گرفتم که فعلا فقط یه عکس از بچه ها می زارم و در یه زمان بهتر عکس ها رو آپلود می کنم. این عکس دقیقا از زیر پناهگاه گرفته شده.

از راست به چپ : امیر (بچه اراک و فیزیکدان) - مجید (بچه شازند - زیست شناس)- سالار (بچه شازند و مهندس کامپیوتر) - خودم (شازندی اصل و مهندس برق) - اکبر (بچه شیراز و زیست شناس) - عباس (بچه شازند) و عکاسمون هم اقا جواد که بچه شازنده و دانشگاه اراک مشغول تحصیل فیزیکه.

خودمون عشقه !!!

 

محسن محمدی چهارشنبه 1 خرداد1387  نظر بدهید!

پریسا
موضوع مرتبط با : شازند

با سلام خدمت همه عزیزان خودم. یه مدتی میشه که خیلی گرفتار درسا شدم. خوب راستش الان زمان میان ترماست دیگه. ۲تا امتحان داشتم که خیلی بهم فشار اومد. ۱شنبه هم میان ترم ریاضی داشتم که میشه گفت ترکوندم. ۱۳ خرداد آخرین جلسه کلاسامه و ۵ تیر هم آخرین امتحان پایان ترم. در کل همه تلاشمو دارم می کنم که این ترم کذایی رو پاس کنم. ترم اول رو كه رد كنم بهتر مي تونم درسام رو ادامه بدم هرچند كه واحدهاي بعديم سخت تر و سخت تر ميشه ولي خوب هميشه ترم اول تعيين كننده كل زمان درس خوندنه.

هم اکنون نیازمند دعاهای شما هستیم. با تشکر فراوان.

آخر همين هفته هم با بچه ها مي خوام برم كوه. قرار شده كه شهباز رو بريم بالا. چون من مشكل زانو دارم قرار شده كه فقط خودم رو بالا ببرم و بچه ها وسايل من رو بزارن توي كوله هاي خودشون. سال گذشته هم همين مسير رو بالا رفتيم. ولي امسال مي خوام كه حسابي از منطقه عكس بگيرم و آپلود كنم كه بيشتر و بيشتر با اين كوه زيبا آشنا بشين. پس فعلا تا برم و برگردم.

این نوشته رو هم تقدیم می کنم به همه عزیزانی که عشق پاکی دارن.

مواظب این عشق پاک باشین. دوستون دارم عزیزان.

سلام پريسا

 

محسن محمدی سه شنبه 24 اردیبهشت1387  نظر بدهید!

دوست دارم چون دوست داشتنی هستی
موضوع مرتبط با : شازند

زندگی به من آموخت که چگونه گريه کنم

امّا گريه به من نياموخت که چگونه زندگی کنم

تو نيز به من آموختی که چگونه دوستت بدارم

امّا به من نياموختی که چگونه فراموشت کنم

خيلي شديد درگير درسا شدم براي همين خيلي وقت نمي كنم سر بزنمو مطلب جديد بزارم. به هر حال شرمنده همه عزيزان هستم. از شر امتحانات كه خلاص بشم حتما بيشتر به وبلاگ مي رسم. مي خوام يه گشتي تو منطقه بزنم و چندتا عكس بگيرم و لينكش كنم توي وبلاگ كه همه بتونن زيبايي هاي اين منطقه قشنگ رو ببينن.

مواظب خودتون باشين كه خيلي ارزش دارين.

 

محسن محمدی دوشنبه 16 اردیبهشت1387  نظر بدهید!

سال نو مبارک
موضوع مرتبط با : شازند

نوروز یکی از اون رسم هایی که هنوز اصالت خودش رو حفظ کرده و برای خیلی از آدمای امروزی ارزش داره. به هر حال همین که سال داره عوش میشه و باید توی تاریخ هایی که می نویسیم به جای ۸۶ از ۸۷ استفاده کنیم خودش تغییر بزرگی که خیلی ها اونو نقطه آغاز کاراشون قرار می دن.

شاید خیلی خوب نتونم آرزو کنم ولی امیدوارم که سال جدید برای همه شما عزیزان خودم سالی باشه که فقط توش چیزای خوب ببینید و همش موفقیت داشته باشین. كوچكتر از اونم هستم كه بخوام نصيحت كنم فقط مي گم مواظب خودتون باشين و قدر خودتون رو بدونين.

به امید روزهای خوب و فرداهای بهتر

 

سال نو همه شما عزیزان مبارک.

 

اينم از سفره هفت سين شازند

 

محسن محمدی چهارشنبه 29 اسفند1386  نظر بدهید!

شازند من و شما و شروعي دوباره
موضوع مرتبط با : شازند

با سلام خدمت تمام عزيزاني كه از اين وبلاگ ديدن مي كنند. مدت خيلي طولاني بود كه اصلا وقت نداشتم روي وبلاگ كار كنم از اين به بعد سعي مي كنم هر چند وقت يك بار دستي سر و روش بكشم. كساني هم كه وقت بيشتري دارن و مي خوان روي وبلاگ كار كنن باهام تماس بگيرن كه اشتراكي كار كنيم.

همه تون رو مي خوام همه جوره.

اين عكس رو هم مي ذارم كه بگم شازند رو خيلي دوست دارم و اين وبلاگ شازنده.

 

 شهباز شازند

 

شازند از نماي ماهواره اي

 

محسن محمدی یکشنبه 7 بهمن1386  نظر بدهید!

عکس از شازند
موضوع مرتبط با : شازند

بازم مي خوام چند تا عكس ديگه از شازند و مناطق اطرافش رو بزارم توي وبلاگ. مي خوام اين وبلاگ هم مال خودم باشه هم مال شازند. پس ناراحت نشين اگه چندتا عكس از خودم و دوستام توش مي زارم. باور كنين شازند رو واقعا دوست دارم. سعي مي كنم هرچند وقت يكبار مطالب و عكس هاي جديدي در مورد شازند تهيه كنم. به هر حال اين وبلاگ قراره كه معرفي نامه شازند هم باشه. مي خوامتون.

دشت های اطراف شازند 1

دشت های اطراف شازند 2

سراب بلاغ

سراب سورانه

عکس ماهواره ای از شهر اراک

عکس ماهواره ای پالایشگاه - پتروشیمی و نیروگاه

محسن محمدی شنبه 7 مهر1386  نظر بدهید!

یه سری عکس خفن
موضوع مرتبط با : شازند

سلام عزیزان. راستش یه سری عکس هست که دلم نیومد که شما نبینین. شاید هم براتون جالب نباشه ولی خوب برای من که خیلی قشنگن.

به هر حال ردیفش کردم اگه دیدینش حتما برام یه نظر بنویسین. ممنونم از همه.

 خودم در راه قله شهباز

ببینش ضرر که نداره 

اینم باید حتما ببینی

همه با هم

تیریپ 1

تیریپ 2

هنری ترین عکسی که تو عمرتون دیدین

 

محسن محمدی چهارشنبه 7 شهریور1386  نظر بدهید!

شازند
موضوع مرتبط با : شازند

دل انگيز و شکر ريز است شازند

بسان قصر پرويز است، شازند

 

ز شيريني بسي فرهاد دارد

زبان تيشه اش تيز است، شازند

 

ادب پرور، صفا گستر، غزل خوان

تو گوئي شهر تبريز است، شازند

 

تمام دشت هايش سبز و خرم

زمينش سخت زر خيز است، شازند

 

ز فيض باغ و رنج باغبانش

گلابش شادي انگيز است، شازند

 

ز چشم چشمه ها و رودهايش

نشاط و عشق لبريز است، شازند

 

دلش پاک و بزرگ و مهربان است

اگرچه کوچک و ريز است، شازند

 

زده آتش به جانش ديو صنعت

رخش چون برگ پاييز است، شازند

 

توانم نيست وصف کوه هايش

گمانم ملک پرويز است، شازند

 

زبان پارسی مردمانش

دل انگيز و شکر ريز است شازند

 

زجان و دل مديحش مي نمايم

که جان را حزر و تعويذ است،شازند

 

بخواهم از براي مردمانش

سلامت را که ناچيز است، شازند

 

غمش را با صفايش مي پسندم

چه تب ريز و صفا خيز است، شازند

 

نواي روحبخش بلبلانش

تو گويي خاطر انگيز است، شازند

 

ز خون سرخ آن دردي کشانش

زمينش لاله آويز است، شازند

 

اين شعر به قلم جناب آقای هرمز احمدی (پروا) از شاعران به نام اين شهر است.

محسن محمدی سه شنبه 12 تیر1386  نظر بدهید!

شازند من و شما
موضوع مرتبط با : شازند

پيشينه تاريخي :

ابن معقل تاسيس شده باشد ، اين شهر تا سال 1315 يعني قبل از احداث كارخانه قند و راه آهن به صورت بافت روستايي خود رو بوده است و در سال 1317 ايستگاه راه آهن شازنده و كارخانه قند همزمان تاسيس گرديد در سال 1345 يك طرح هادي توسط وزارت كشور براي شازند تهيه گرديد كه ظاهرا" فرم كالبدي شهر مبتني بر آن بوده است و در طرح مذكور توسعه شهر در سمت جنوب شرقي پيش بيني شده ولي شهر در قسمت ما بين شازند و ازنا گسترش ياته است و شهر آستانه واقع در 6 كيلومتري شازند يكي از قديمي ترين مراكز جمعيتي منطقه مي باشد و نام هاي متفاوتي به خود گرفته است كه معروف ترين آن كرج ابودلف مي باشد در سال 908 هجري شاه اسماعيل صفوي پس از شكست آقا نونيله بايندري كه ازمدعيان حكومت بود دستور داد كه استانه امامزاده سهل ابن علي ( ع ) را بدقت تعمير كنند و براي آن گنبد وبارگاهي بزرگ سازند و از زمان صفويه اين شهر آستانه ناميده شد آستانه مدفن 4 تن از نوادگان خاندان طهارت يعني سهل ابن علي ( ع ) طالب ابن علي ( ع ) و جعفر ابن علي ( ع ) و فضل ابن جعفر مي باشد كه تصديق باستان شناسان داخلي و خارجي سنگ مزار شريف مربوط به قرون اوليه اسلام مي باشد گنبد آن با 28 متر ارتفاع به تعبيري مرتفع ترين گنبدها در ايران مي باشد دو اصله درخت توت با عمر هر كدام هشت صد سال در صحن سهل ابن علي ( ع ) وجود دارد كه مربوط به دوران سلاطين صفوي مي باشد كه هر يك نمودي بر سابقه تاريخي اين شهرستان به شمار مي رود.

وجه تسميه نام سربند:

ادريش اباد قديمي شازند مركز شهرستان سربند مي باشد كه احتمال مي رود توسط خانواده ادريس ابن معقل تاسيس شده باشد در زمان صفويه بنا بر سياست آن زمان تعداد زيادي از ارامنه در دو آبادي اطراف آن يعني ازنا و كلاوه كه اكنون محله هاي شهر شازند فعلي مي باشند سكني داده شده بودند ابراهيم دهگان مروخ اراكي در كتاب خويش كرجنامه راجع به شازند چنين مي نويسد شازند از دهات بزرگ توابع اراك كه نام اين ده در قديم ادريس آباد بود تا اين كه راه آهن سرتاسري تهران – جنوب از كنار ده گذشت و ايستگاه مجاور به مناسب كوه مقابل كه شاه زنده نام بود شازند نامگذاري كردند و طبق بخشنامه كه دهات و شهرهاي مجاور باايستگاهها به همان نام ايستگاه خوانده شوند ده هم به نام شازند خوانده شد.

محسن محمدی جمعه 3 فروردین1386  نظر بدهید!

شازند
موضوع مرتبط با : شازند

می خوام چند خطی هم در مورد شازند بنویسم. من خودم خیلی دل خوشی از شازند نداشتم تا وقتی که قبول شدم دانشگاه و برای مدتی از این شهر دور شدم. بعد متوجه شدم که نه اونقدر که من فکر می کنم شهر بدی هم نیست. و حالا خیلی این شازند رو دوست دارم و بهش غشق می ورزم. شازند شهری با کشاورزی قوی. شازند شهری با گردشگاه های خوب. شازند شهری با مردمانی که همه همدیگر رو می شناسن. و شازند شهری با فرهنگی عجیب. با اینکه شازند شهز کوچیکیه ولی در اون انواع و اقسام قشرهای جامعه وجود داره چه از نظر قومی و چه از نظر فرهنگی و حتی عقیدتی. من و دوستام که دیگه از نسل های جدید این شهر محسوب می شیم تقریبا همگی این شهر رو دوست داریم. شهری کوچیک که به راحتی در عرض یک ساعت میشه تمام نقاط اون رو چرخید. ولی همین کوچیکی اونه که شازند رو جذاب کرده. شازند در بهار و تابستون عباس آباد رو داره و در زمستون هم پیست اسکی. یه جورایی برای تفریح چهار فصل حساب میشه.

محسن محمدی سه شنبه 18 بهمن1384  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
ضرب المثل هایی که فقط ایرانی ها در زبان انگلیسی به کار می برند ! (شنبه 9 آبان1388)
شرمنده که نیستم !!!!!!! (دوشنبه 27 مهر1388)
24ساعت از زندگی یک دختر ایرانی (چهارشنبه 1 مهر1388)
ترکیدن جباب !! (سه شنبه 17 شهریور1388)
برنامه کاری عزرائیل !!! (سه شنبه 3 شهریور1388)
من می ترسم !!! (شنبه 24 مرداد1388)
عشق بازی به همین آسانی است ... (چهارشنبه 7 مرداد1388)
معرفی روستاهای شهرستان شازند (یکشنبه 4 مرداد1388)
شازند شهری به قدمت تاریخ (جمعه 2 مرداد1388)
تولد من (سه شنبه 30 تیر1388)
 
امکانات
خوش آمديد ميهمان
پروفايل مدير وبلاگ :

 

لینک دوستان
قالب وبلاگ
بلنداي آسمان
بدون غم ميشود زندگي كرد
سايت تبليغاتي اراك
طنز جدي سياسي
نجواهاي عاشقانه
به باران برسان سلام ما را
خسته تر از همیشه
زندگي بايد كرد
دختر كوچولو
عشق و عشق و عشق
شازده کوچولو
پسا غزل 4
دلتنگي هاي ايران
خاطرات يك دختر هرزه
بخوان و لذت ببر
خواص ميوه و سبزيجات
در جستجوي ناكجا آباد
گل سرخي در باد
 

تبلیغات متنی

خدمات کامپیوتری فجر شازند

4225805-0862

خدمات کامپیوتری فجر شازند

4225805-0862

قالب وبلاگ » بلاگفا، پرشین بلاگ
 

 
قالب وبلاگ
 
 

 

All Right Reserved By ParsTheme.Com

Template By ParsTheme &
Design by Amirhoseyn rahbari

PHPNUKE.IR
 

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا