مرتبط با : متن ادبی
عشق هميشه تازه است. مهم نيست كه يك بار ، دوبار ، ده بار در زندگي عاشق شويم هميشه در وضعيتي قرار مي گيريم كه نمي شناسيم. عشق مي تواند ما را به دوزخ يا بهشت ببرد اما هميشه ما را به جايي مي برد. بايد آن را پذيرفت ، چون عشق خوراك هستي ماست. اگر آن را پس بزنيم ، از گرسنگي مي ميريم ، در حالي كه شاخه هاي پربار درخت زندگي را نگاه مي كنيم ، بي آنكه جرات كنيم دستمان را دراز كنيم و از ميوه هاش بچينيم. بايد تا هر كجا كه هست به دنبال عشق برويم ، حتي اگر به معناي ساعت ها ، روزه ا، هفته ها نوميدي و اندوه باشد.
چون در لحظه اي در جست و جوي عشق به راه مي افتيم ، او نيز به جست و جوي ما بر مي خيزد.
و ما را نجات مي دهد.
متن بالا قسمتي از كتاب (كنار رود پيدرا نشستم و گريستم) اثر زيبا و خواندني نويسنده توانا پائولو كوئليو است.
روزي يكي از دوستام اين نويسنده رو معرفي كرد و چندتا كتابهاش رو تاكيد كرد كه بخونم. منم چون علاقه زيادي به خوندن كتاب داشتم شروع كردم به خوندن. راستش واقعا برام لذت بخش و جالب بود. براي همين شروع كردم به جمع آوري سري كامل كتابها و مطالعه دقيق تر.
چند روز پيش هم چندتا كتاب ديگه خريدم و استارت خوندنشو زدم كه به متن بالا رسيدم كه واقعا زيبا بود.
به شما هم توصيه مي كنم كه كتابهاي اين نويسنده رو يه نگاهي بندازين حتما خوشتون مياد. من خودم با كيمياگر و مكتوب خيلي حال كردم.
خاطرات يك مغ
كيمياگر
بريدا
عطیه برتر
والكيري ها
کنار رود پیدرا نشستم و گریه کردم
مکتوب
کوه پنجم
راهنمای رزم آور نو
نامه های عاشقانه یک پیامبر
دومین مکتوب
ورونیکا تصمیم بگیرد بمیرد
شیطان و دوشیزه پریم
پدران فرزندان و نوه ها
یازده دقیقه
زهیر
چون رود جاری باش
ساحره ی پورتوبلو
اينها عناوين كتابهاي اين نويسنده توانا است كه با خوندنش می تونه گمشده اي كه گاهي دنبالش هستيم رو به ما نزديك تر كنه.
|